سورئالیسم Surrealism
سورئاسیم

فراواقعگرایی) [Surrealism]
-برخاسته از ضمیر ناخودآگاه
-جنبشی در هنرها و ادبیات که با بیانیه "آندره برتون"در فرانسه آغاز شد.
-آغاز 1924م(1303هـ .ش.)
-اوج 1930م.
-هدف:حل کردن تناقض پیشین رویا یا واقعیت در یک واقعیت مطلق ،یک اَبَر واقعیت!
کشف و کاوش دنیای واقعی تر از واقعی در ورای واقعی!به بیان دیگر ،دنیای تجربه روانی به شکلی که پژوهشهای روانکاوان ،مخصوصاَ پژوهشهای "فروید"نشان داد.
-معنا:"واقعیت برتر " یا "عالم ماورای واقع"
-سعی هنرمند :فراموشی تمام اصول و پایه و ساختار منطقی روح آدمی و توجه به خواب و رویا و محرکه اتوماتیسم(خودبخودی و یا خودانگیختگی)
-به معنی وسیع کلمه ،سورئالیسم :نوعی فلسفه است(ولی نه به معنای کلاسیک).
او جهان بینی تازه ای را بیان می کند و به دنبال کشف راز کیهان است.
هم عمل است و هم تفکردرباره غایات این عمل.
-سورئالیسم:در درجه اول عصیان است .برخوردی است تراژیک بین قدرتهای روح و شرایط زندگی:سورئالیسم از نومیدی عظیم در برابروضعی که انسان بر روی زمین به آن تنزّل پیدا کرده است و امید بی انتها به دگردیسی انسانی زاده شده است.
-در سورئالیسم :تنها گریز که باقی بود ،دنیای درون ،رویا ها و کابوس ها (بر پایه استدلالات "فروید"در بازنمایی حقیقت)بود.
-سورئالیسم:بازتابی برابر خردگرایی به گِل نشسته ی سرمایه داری
-سورئالیسم:از مکاتب انقلابی که بیشتر عدالت خواه و مردمی بودند.
نام آورانی چون :آندره برتون -آراگون-گیوم آپلینر-پل الوار-پره-اونیکو...
-نقاط ضعف سورئالیست ها:خلسه/مواد مخدر/حالات پاتولوژیک/رویا پردازی /شهودگرایی ناب/ضمیرنا هشیار
نقاط قوت سورئالیست ها:رهایی خیال و کشف آنها در عرصه روان و مرزهای بی کران روح(خدمتی بزرگ به جهان هنر)
*تفکر سورئالیسم ابتدا صرفاَ در زمینه ادبیات و بخصوص در شعر،سپس در نقاشی ،تئاتر و سینما رشد یافت.
1-شعر سورئالیستی:
آزادی خودکاری درون و شور و شوق خودانگیخته ،رهایی از همه قیود و رهایی از بردگی اخلاق و منطق.
برای شاعر که امر شگفت را از خلال واقعیت مشاهده می کند،همه دنیا می تواند رنگ شعر به خود گیرد :آگهی ها ،اعلان ها و قطعات بریده روزنامه که به طور تصادفی کنار هم چیده شوند تشکیل شعر می هند.
زیرا همانطور که وقتی چیزی را از معنی رایج آن جدا می کنیم ، وارد جهان "واقعیت برتر " کرده ایم،همانطور نیز پیوستن تکه های جملات یا صور غریب به یکدیگر،ذهن را از واقعیت بر می گرداند و به دنیای دیگری می برد.
به گفته "ترمیستان تزار ": "می توانی شاعر باشی بی آنکه حتی شعر گفته باشی..."
سراسر زندگی بهانه ای برای شعر می شود.
شاعر سورئالیست معتقد بود به اینکه :"دیوانگی مهمتر از حسابگری و نیرنگ است".
شاعر سورئالیست دقیقاَ الهام یافته است.
آندره برتون در بیانیه خود می گوید:" «سن-پل رو saint-pol Roux » هر روز وقتی که می خواست بخوابد روی در هانه اش لوحه ای آویزان می کرد که روی آن نوشته بود:"شاعر مشغول کار است!!"
یادداشت هایی درباره شعر،از آندره برتون-پل الوار(1936م.)
*شعر باید هزیمت عقل باشد. چیز دیگری نمیتواند باشد .هزیمت:نوعی فرار بعد از شکست است ،اما رسمی ،اما فانع کننده .تصویر آنچه آدمی باید باشد ،حالتی که کوشش ها تاثیری در آن ندارد.
*در شعر:
گوش می خندد
دهان ناسزا می گوید
عقل و بیداری است که می کُشد
خواب است که رویا می بیند و روشن می بیند.
صورت خیال ووهم است که چشمها را می بندد
نقص و خلاء است که آفریده می شود.
*...اندیشه باید در شعر مخفی باشدهمانطور که خاصیت مغذی بودن در میوه .میوه غذا نیستاندیشه ای بیش نیست.
یک شعر سورئالیستی:
"آیا خوابم؟" از : انتونن آرتو Antonin Artaud
نه خواب نیستم
برای اینکه نخوردن را یاد بگیری باید پاک پاک باشی.
دهان گشودن،یعنی با انواع بوهای بد روبرو شدن.
بهتر که ببندی دهان را
آنگاه دیگر نه دهان
نه زبان
نه دندان
نه حلق
نه مری
نه معده
نه شکم
نه مقعد،
خودم را از نو خواهم ساخت!
فقط کاربران عضو می توانند این بخش را مشاهده کنند...