لطيفه هاي ملا نصرالدين » پورتال اینترنتی وب تو فا

  RSS 2.0 تماس با ما دیکشنری آنلاین عضویت صفحه اصلی  
 
ورود و خروج
نام کاربری:
کلمه عبور:
 
 
آخرین مطالب
» چگونه يک تم براي ويندوز 7 درست کنيم؟
» آشنايي با مفهوم اشاره‌گرها به زبان ساده
» چگونه برج‌هاي هانوي را جابه‌جا كنيم؟
» 15 نکته ی جالب در مورد اینترنت
» آموزش آپدیت بایوس مادربرد های Asus
» فلش کردن BIOS چه معنایی دارد ؟
» چيپ‌ها چگونه ساخته مي‌شوند ؟
» کارت گرافيک اورکلاک شده بله يا خير؟
» مقايسه چيپ‌هاي گرافيکي nVIDIA
» پيش نمايش انواع فايل‌ها بدون نياز به نصب برنامه مربوطه
 
مطالب برتر
» چگونه يک تم براي ويندوز 7 درست کنيم؟
» آشنايي با مفهوم اشاره‌گرها به زبان ساده
 
مطالب تصادفی
» معرفی زبان c
» دانلود کتاب PDF آشنایی با مفاهیم اورکلاک یا تندسازی ( Overcl ...
» نرم افزار ياهو مسنجر براي موبايل
» کي با کي خوبه ازدواج کنه
» مقايسه چيپ‌هاي گرافيکي nVIDIA
» 3 موزیک زیبا از آلوم شوک فرزاد فرزین
» پياده سازي پشته (Stack) درس ساختمان داده
» با خدمات جدید خیابان گردی گوگل آشنا شوید
» 40 كار كه خانوما نميتونن انجام بدن
» تالاسمي چيست؟
 
آرشیو مطالب
» مرداد 1389 (4)
» تير 1389 (47)
» خرداد 1389 (30)
» ارديبهشت 1389 (12)
» فروردين 1389 (6)
» اسفند 1388 (14)
» بهمن 1388 (16)
» دي 1388 (13)
» آذر 1388 (13)
» آبان 1388 (10)
» مهر 1388 (20)
» شهريور 1388 (20)
» مرداد 1388 (23)
» تير 1388 (13)
» خرداد 1388 (36)
» ارديبهشت 1388 (91)
 
تقویم
<    «  ارديبهشت 1388  »    >
شيدسچپج
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031 
 
 



سرگرمی » جک و اس ام اس : لطيفه هاي ملا نصرالدين
نویسنده: ALUx تاریخ: 6 ارديبهشت 1388 بازدید: 210 بار

1- ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!

2- يك روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي كند. موقع گشتن به دنبال آن يك گورخر پيدا مي كند. به آن مي گويد: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت!

3- شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!


1- ملا در بالاي منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضي است بلند شود. همه ي مردم بلند شدند جز يک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضي هستي؟ آن مرد گفت : نه ... ولي زنم دست و پامو شکسته نمي تونم بلند شم!

2- يك روز ملانصرالدين خرش را در جنگل گم مي كند. موقع گشتن به دنبال آن يك گورخر پيدا مي كند. به آن مي گويد: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي تا نشناسمت!

3- شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!

4- ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!

5- ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!

6- زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!

7- ملا دختر خود را به یک دهاتی داده بود.شب عروسی عده ای از خویشاوندان داماداز ده آمده و دخترک راسوار بر خری کرده با خود بردند.هنوز مقدار زیادی ازخانه ی ملا دور نشده بودندکه ناگهان ملا دوان دوان خود را به آن ها رساند.یکی از همراهان عروس از ملا پرسید:چه کار داری و برای چی با این عجله به این جا آمدی؟ملا نفس نفس زنان گفت:باید نصیحتی برای دخترم می کرذم ولی یادم رفت و سرش را نزدیک به گوش اوکرد و گفت:دخترم یادت باشد که هروقت خواستی چیزی بدوزی پس از این که تار(نخ) راداخل سوزن کردی آخرش را گره بزنی و گرنه از سوراخ بیرون خواهد رفت.

8- ملا نصرالدین هميشه از دست اذيت هاي دو زن خود در عذاب و ناراحتي به سر مي برد. روزي براي جلب محبت و آسودگي از دست آنها، دو عدد گردن بند خريد و هر كدام را به يكي از آن ها داد و سفارش كرد ديگري نفهمد.
پس از چند روز باز زن ها تصميم گرفتند، او را وادار سازند كه اقرار كند به كدام يك بيشتر محبت دارد.
ملا كه مي دانست آن ها قضيه گردن بند را به همديگر نگفته اند، فكري به خاطرش رسيد و گفت: من به آن كسي كه گردن بند داده ام، بيشتر علاقمندم. با اين جواب هر دو راضي و خوشحال شدند، زيرا هر يك خيال مي كرد كه تنها خودش گردن بند را از ملا گرفته است!!!

9- روزی شخصی از ملا پرسید: ماه بهتر است یا خورشید!؟ ملا گفت ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟ خوب معلوم است, خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست! ولی ماه شبهای تاریک را روشن می کند, به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!

10- روزی ملا زیر درخت چارمغز خوابیده بود که ناگهان چارمغزی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد. ملا گفت: جان نمی دانی اگر به جای درخت چارمغز زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!

11- روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟ ملا گفت : بیست تومان. حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است. ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!

12- روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است! شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است! ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!

13- روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم! ملا گفت: لیوانی آب بده! دخترک پاسخ داد: نداریم! ملا پرسید: مادرت کجاست: دخترک پاسخ داد : عزاداری رفته است! ملا گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید!

14- روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد! ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد. زنش گفت: ملا این چه کاری بود که کردی؟ ملا گفت: باید برود و خدا را شکر کند اگر بچه من نبود و غریبه بود او را داخل حوض می انداختم!

15- روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست. ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی
16- اختلاف رنگ روزي مردي که موهايي مشکي و ريشي سفيد داشت وارد مجلسي شد که اتفاقا" ملانصرالدين در آن حضور داشت. از ملانصرالدين درباره اختلاف رنگ ميان ريش و موهاي آن مرد سوال کردند. ملا جواب داد: سياهي موي سر و سفيدي ريش او نشان مي دهد که مغزش کمتر از چانه اش کار کرده است.

17- ملانصرالدين ده تا خر داشت. روزي سوار يکي از آنها شد و بقيه خرهايش را شمرد.اما هر چه مي شمرد مي ديد يکي از آنها کم است. بالاخره چند باري هي سوار شد و هي پياده شد و عاقبت از روي خر پايين آمد و گفت: خر سواري به گم شدن خر نمي ارزد.

18- از ملانصرالدين پرسيدند: شراب گرم را چه مي نامند؟ ملانصرالدين گفت: گرم شراب. باز پرسيدند: اگر سرد باشد چي؟ ملا گفت: ما آن را زود مي خوريم و مجال نمي دهيم که سرد شود.

19- ثواب صدقه ملانصرالدين گوسفند مردم را مي دزديد و گوشتش را صدقه مي کرد. از او پرسيدند: اين چه کاريست که مي کني؟ ملا جواب داد: ثواب صدقه با بره دزدي برابر است فقط در ميان پيه و دنبه اش توفير است!


 
فقط کاربران عضو می توانند این بخش را مشاهده کنند...

مطالب مشابه:

  • ضرب المثل ایرانی
  • حقایقی جالب راجع به قلب
  • بهترين مرورگر را برگزينيد
  • ده اصل مهم در انتخاب همسر
  • آشنايي با گرافيک کامپيوتري
  • شنیدنیهای عجیب از ۸ گوشه جهان


  • نظرات (0)   نسخه قابل چاپ
     ( امتيازها: 5)

    ارسال نظر
    نام:
    ایمیل:

    کد امنیتی:
    تصوير كد امنيتي
    ريست کد
    کد امنیتی:

     

     
     
    منوی اصلی
     صفحه اصلی    آمار سایت    جستجوی پیشرفته   مطالب جدید    دیکشنری آنلاین   آخرین نظرات    تماس با ما  
     
    موضوعات
     
    نظر سنجی
    نظرشما در مورد این سایت؟

    عالي
    خوب
    متوسط
    بد
     
    آمار
    نويسندگان برتر 1- (ahmadflasher (204
    2- (ramin-sahar (72
    3- (ALUx (60
    4- (SeZaR 800 (32
    آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
    امروز: 0
    اين ماه: 2
    کل: 368
    کل نظرات: 193
    آمار اعضا يک ساعت پيش: 1
    امروز: 3
    اين ماه: 108
    کل: 943
    بن شدگان: 1
    سه عضو آخر:
    soooosk
    mgh71
    c901

    آمار بازدیدها
     
    لینکهای سایت
    » آموزشگاه کامپیوتر HDsoft
    » دانلود بهترین نرم افزار،فیلم،بازی
    » ایران پی اچ پی
    » برنامه نویس
    » کارشناسی دات کام
     
     
     
    CopyRight All Reserved By .:Web2Fa.com:.-2008-2009- Powered By DataLife Engine